ادهم عزلتى خلخالى
پيشگفتار و مقدمه 48
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى )
شصت و شش نامه است به ياران و دوستان و مريدان و طالبان در مباحث اخلاقى و عرفانى و دينى ، در حدود دويست و سى صفحه است . آغاز سخن حمد و ثناء و صلوات بر پيغمبران و اولياء و رسول اكرم و ائمهء طاهرين و مناجات است . 609 مقدّمه در ترغيب به مطالعه موعظهء حسنهء در اين صحائف و داد و مكاتيب اتحاد . 609 صحيفهء اوّل ، به مير رفيع الدّين محمد صدر . دوم به يكى از ياران دلبند ارجمند ، مرد حكيم و عطّار حاجى محمد رضا . سوم در جواب مكتوب يكى از فضلا مدعوّ به شمسا . چهارم مكتوب به يكى از اعزّهء اهل شرع ، ضياء الدّين يوسف . پنجم نامه به يكى از طلبهء علوم مايل به فقرا ، مولى كمال . 612 صحيفهء ششم مكتوب به يكى از اخوان سالكين . هفتم مكتوب به بعضى از احبّاء دينى . هشتم مكتوب به يكى از دوستان ، محمّد عزّتى . نهم مكتوب به بعض از اخوان طلبه . دهم مكتوب به سائلان مسائل ، عبد اللّه و سائر الأحباب . 627 صحيفهء يازدهم مكتوب به يكى از احبّاء ، حكيم غضنفر على ، در تسلّاى غارت زده . دوازدهم مكتوب به يكى از عزيزان ، مولانا ضياء الدّين دربارهء حج گزاردن . سيزدهم مكتوب به يكى ياران اهل بينش ، مولانا محمد باقر . در بلايا صبر بايد داشتن . چهاردهم مكتوب به يكى از احبّاء ، حاجى خان محمد . باغ رفت و داغ آمد . پانزدهم مكتوب به يكى از خلان ، مولانا عبد الأحد دربارهء قسم خوردن به نفس در قران كريم . 649 صحيفهء شانزدهم مكتوب به يكى از اخوان ، مولانا رضى الدّين در جواب سؤال از ماهيّت نفس . هفدهم مكتوب به يكى از ياران ، مولانا همدم در جواب از سؤال از قلب و روح و نفس و عقل . هيجدهم مكتوب به يكى از فقراء ، عنايت اللّه ، دربارهء فقر ظاهرى و فقر باطنى . نوزدهم مكتوب به يكى از خلّان ، خواجه سليم اللّه ، عبرت از موت ديگران بايد گرفت . بيستم مكتوب به يكى از اعزّه ، مولانا امير . محبّت مادر به فرزند بيشتر از محبّت پدر است . 669 صحيفهء بيست و يكم مكتوب به يكى از پارسايان ، مولانا مير ريحان . صبر در